الشيخ علي المشكيني

424

تفسير روان (فارسى)

و در كتاب نفايس الفنون نقل شده است كه روزى سلطان خدابنده با گروهى از فضلا مثل علامهء حلى - رضوان اللَّه عليه - و قاضى القضاة عبد الملك و غيره در مسجد جامع سلطانيهء زنجان نشسته بودند ، واعظ بالاى منبر فضيلت صلوات را بيان نمود . سلطان پرسيد : چرا آل هيچ يك از انبيا را در صلوات بر آنها ذكر نكنند و در صلوات بر حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، آل او را داخل كنند ؟ واعظ جواب نداد . سلطان گفت : دو وجه در خاطر بيايد : 1 - آن كه چون دشمنان ، او را « ابتر » خواندند ، خداوند تعالى ابتريت را به آنها نسبت داد ؛ يعنى فرمود : نسل ايشان منقطع شود و اگر از نسل آنها كسى بماند هيچ كس آنها را نشناسد ، به خلاف نسل پيامبر صلى الله عليه و آله كه روز به روز زياد شود و هرگز ياد پيامبر ، بى ياد و ذكر آنان نباشد . يعنى خداوند خواسته با ايجاب صلوات بر آل پيامبر صلى الله عليه و آله همواره معلوم باشد كه آن حضرت ابتر نبوده و « آل » داشته است . وجه 2 - آن كه اديانِ انبياى پيشين در معرض نسخ و زوال بود و امضاى احكام آن على الدوام لازم نبود ، به خلاف دين حضرت محمد صلى الله عليه و آله كه تا آخر الزمان تغيير نيابد ، و بر پيروان آن لازم است كه معارف دين را از خاندان او اخذ كنند چنانچه فرمود : إنّي تَارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ : كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتي مَا إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدي أبَداً « 1 » . لاجرم در صلوات ، ذكر آل او با او مقرون شد ( يعنى تا همواره همه بدانند كه بعد از پيامبر اسلام پيامبرى نيايد و آل پيامبر اسلام برنامه‌هاى پيامبر اسلام را ادامه دهند ) . سلطان چون اين تقرير نمود ، فضلا تماماً زبان به تحسين و ثنا گشوده از حُسن تقرير و بيان او تعجب نمودند . ثواب صلوات : « 2 » احاديث بسيار در ثواب ذكر صلوات وارد شده است ؛ از جمله : 1 - ابن بابويه رحمه الله از حضرت رضا عليه السلام روايت كرده : مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى ما يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ؛ فَإنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هدماً . فرمود : هر كه قدرت ندارد بر انجام كارى كه كفّارهء گناهان او باشد و گناهان او را تكفير

--> ( 1 ) . حديث ثقلين در كتاب‌هاى عامّه و خاصّه نقل شده است . ( 2 ) . در مورد ثواب صلوات به كتاب ثواب الاعمال شيخ صدوق ، مراجعه كنيد .